بازی بی هدف

به دنیا آمدن یک کودک، همراه با شادی والدین و اطرافیانش است و همه سعی می‌کنند به نحوی موجب جلب توجه کودک شوند. یا به صورت معمول با کودک بازی کنند و لبخند یا واکنشی از سمت او دریافت کنند.

در مطلب پیش رو قصد داریم در مورد بازی نوزاد در ۰تا۳ماهگی یا همان دوره “بازی بی هدف” که در
مطالب قبلی به آن اشاره کردیم صحبت کنیم.

از جمله سوالاتی که در این  زمینه پیش می‌آید…

بازی در این سن چه فوایدی برای کودک دارد؟

چه بازی هایی با کودک بکنیم که به رشد او کمک کند؟

و کودک چه بازی‌هایی را دوست دارد؟

تاثیرات بازی در این سن در دو بخش قابل بررسی است: تاثیرات ذهنی و شناختی و تاثیرات فیزیکی و حرکتی.

کودک در این سن در دوره بازی بی هدف قرار دارد، به این صورت که حرکاتی انجام می‌دهد که هدفی از آن ها ندارد. ولی آیا “بازی بی هدف” هیچ فایده ای برای کودک ندارد؟

یقینا پاسخ خیر است.

بازی در این دوره باعث می‌شود نوزاد به شما نزدیک تر شود و شما به او کمک می‌کنید دنیای تازه خود را بهتر بشناسد.

نوزاد و بازی

بهترین وسیله برای بازی نوزاد خود شما هستید و بازی کردنتان با هم می‌تواند خیلی ساده باشد. تمام چیزی که برای شروع بازی نیاز است خود شما و نوزادتان هستید!

  • بازی بین شما و نوزاد در قالب اسباب بازی و بازی های قانون دار نیست بلکه براساس “اثر متقابل” بین شما و نوزاد است و همین اثر متقابل است که بازی را سرگرم کننده و جالب می کند.

چرا بازی با نوزاد اهمیت دارد؟

بازی کردن با نوزاد، به شما و فرزندتان این امکان را می‌دهد که همدیگر را بهتر بشناسید.

والدین عزیز:

وقتی با نوزاد خود بازی می‌کنید او یاد می‌گیرد به شما اعتماد و تکیه کند و طناب ارتباطی بین شما و کودکتان محکم تر می‌­شود و این مساله به نوزاد شما احساس عشق و امنیت می­‌دهد.

بازی به مغز کودک شما در جهت تکامل کمک می‌کند و به رشد همه جانبه، یادگیری و تندرستی او کمک می‌کند. در واقع تجربه های جدید بازی به بخش هایی از مغز کودک کمک می­‌کند که به هم وصل شوند و رشد کنند. از طریق بازی، نوزاد با دنیای خود آشنا می‌­شود و تعامل با آن را یاد می­‌گیرد.

همچنین بازی به کودک کمک می­‌کند که حرف زدن را یاد بگیرد و کلمات را بفهمد.

حتی در شرایطی که شما (والدین) وقت کافی برای بازی با کودکتان نداشته باشید، می­‌توانید با او در مورد اتفاقاتی که برایتان افتاده، صحبت کنید. مثلا در مورد شام پختن یا خرید کردن یا … .

بازی می­‌تواند نکات بسیاری را در مورد شخصیت فرزندتان برای شما مشخص کند.

این که آیا خشن و یک دنده است؟

ساکت و آرام است؟ و …

تاثیر بازی بر تفکر و تخیل

نوزادان تازه متولد شده آماده آموزش و یادگیری‌ هستند.

وقتی با کودک خود بازی می‌­کنید و به درخواست‌های او پاسخ می­‌دهید، این موضوع باعث می‌­شود کودک شما احساس امنیت و عشق را تجربه کند.

این مساله همچنین به شما و کودک کمک می­‌کند که همدیگر را بهتر بشناسید. همچنین این احساس امنیت و عشق به مغز کودک در زمینه توانایی فکرکردن، ارتباط برقرار کردن، حافظه و پیش بینی اتفاقات پیش رو کمک می‌کند.

تعامل گرم و پر از مهر و محبت، کلیدی ترین موضوع در مورد ارتباط با فرزند است.

چه انتظاراتی در این سن از کودک داریم:

  1. در ابتدا کودک نمی‌داند چگونه از خودش مراقبت کند ولی بعدها این را یاد می­‌گیرد.
  2. یاد می­‌گیرد صدای شما را تشخیص دهد و به آن واکنش نشان دهد.

بازی های پیشنهادی در این سن

  1. آوازخواندن، صحبت کردن، قلقلک دادن، شمردن انگشتان پا، پوف کردن. این ها نمونه هایی از بازی های مناسب برای نوزاد است.
  2. نوزادان همچنین شعرهای کودکانه و شعرهای قدیمی و محلی فرهنگ و زبان خود که آهنگ خاصی دارند را دوست دارند.
  3. شکلک در آوردن، لبخند زدن، خندیدن، چرخاندن مردمک چشم و زبان درآوردن از جلمه سرگرمی‌هایی هستند که نوزاد شما دوست دارد و با انجام این کارها از سوی شما به صورتتان نگاه می‌­کند. بهترین زمان برای بازی چهره به چهره، هنگام پوشک عوض کردن است.
  4. وسایل با جنس ها و بافت های مختلف را به کودک خود ارائه بدهید تا آن ها را با دستان خود احساس کند. مثلا اسباب بازی های نرم، وسایل لرزان و کتاب های پارچه ای که صفحه هایشان مطالب متفاوتی دارند برای آن ها جالب است. تجربه احساس موارد متفاوت به فرزندتان کمک می‌­کند دنیای خود را بهتر بشناسد.
  5. وسایل مختلفی را به فرزندتان بدهید تا درون و بیرون آن ها را ببیند. همچنین به او کمک کنید انسانها و مکان‌های مختلف را ببیند.
  6. هر روز زمانی را برای خوابیدن نوزاد روی شکم اختصاص دهید. این کار به نوزادتان این امکان را می­‌دهد که نگه داشتن سرش را تمرین کند و از یک زاویه دیگر به اطرافش نگاه کند. همیشه به کودک خود در این حالت نگاه کنید، اما برای خوابیدن او را به پشت بخوابانید.
  7. همراه کودکتان بخوانید و اصلا به این فکر نکنید که این کار برای کودکتان زود است! نکته مورد توجه این است که کتاب را نزدیک کودکتان بگیرید زیرا آن ها فقط ۲۰-۳۰ سانتیمتری خود را می‌­بینند.

در این سن نوزاد شما ممکن است به رنگ های روشن آویزان شده از تختش برای مدت زیادی نگاه کند. که در ظاهر یک فعالیت ساده به نظر می‌رسد اما در واقع کودک در حال یادگیری حرکت و رنگ ها و … است.

توجه کنید:

کودکان می‌خواهند دنیای خود را بشناسند ولی نمی­‌خواهند به صورت یک جا همه دنیا را بیاموزند. بسیاری از فعالیت ها و صدا ها ممکن است کودک شما را خسته کند. همچنین ارائه بیش از حد بعضی از محرکها ممکن است کودک شما را خسته کند و باعث خواب او شوند. مراقب این نشانه ها باشید!

تاثیر بازی بر حرکت

  1. کودکان متولد می‌شوند و آمادگی این را دارند از طریق حرکت کردن، یاد بگیرند.
  2. آن ها تجربه های زیادی را از طریق حرکت و مهارت های مربوط به آن به دست می‌آورند.
  3. نوزادان از طریق بازی یاد می‌گیرند که واکنش های مناسبی نسبت به محیط خود داشته باشند و همچنین این که چگونه از بدن خود استفاده کنند. مثلا وقتی یک اسباب بازی را نزدیک کودک خود قرار می‌­دهید و کودک شما آن را می‌­گیرد، یاد می­‌گیرد که می­‌تواند از دست خود استفاده کند و اشیا را بگیرد.
  4. بسیاری از حرکاتی که نوزادان از طریق بازی یاد می­‌گیرند زمینه ساز مهارت‌هایی می‌شوند که در آینده می‌­توانند انجام دهند، مثل:چهاردست و پا رفتن، راه رفتن، استفاده از انگشتان دست و …
  5. هرچقدر بیشتر با کودکتان بازی کنید او قوی تر می­‌شود.

زمانی که از نوزادتان حرکتی می­‌بینید او را تشویق کنید، این تشویق باعث می­‌شود او احساس عشق و ارزشمندی کند و انگیزه حرکت های بعدی را به دست آورد.

انتظارات از کودک در هفته های مختلف
هفته اول

  1. صورت شما را نگاه کند و تحرکات را با چشم دنبال کند.
  2. سرش را هنگامی که روی شکم قرار می‌گیرد بالا نگه دارد.

هفته های بعدی

  1. مشت های خود را ‌بتواند باز کند و همچنین اشیا آویزان را بگیرد و بکشد.
  2. پای خود را حرکت دهد، بخصوص وقتی که در حمام و بدون پوشک است. (حدودا ۸ هفتگی)
  3. دست ها و پا های خود را به سمت صورت شما حرکت دهد. (حدود ۱۲هفتگی)

بازی های پیشنهادی در این سن

  1. اسباب بازی را در دست کودکتان قرار داده یا آن را تکان دهید و کودک را تحریک کنید که آن را بگیرد.
  2. اسباب بازی ها را جلوی او قرار دهید و تشویقش کنید که آن ها را بگیرد.
  3. شعر کودکانه بخوانید و خودتان نیز به همراه شعر کمی حرکت کنید و او را نیز تحریک کنید که خودش را تکان دهد.
  4. کودک را روی زمین قرار دهید و به او اجازه دهید خود را تکان دهد. و اصلا سعی نکنید او را مجبور به انجام کاری کنید که توانایی‌اش را ندارد و فقط تلاش کنید از تماشای او لذت ببرید.

 

محمدرضا مبصری نژاد

۳+

 بهبود عملکرد حافظه در کودکان

 

پس ازبررسی:

رشد حافظه در کودکان

و

انواع حافظه در کودکان

در ادامه ۱۵روش کاربردی جهت تقویت عملکرد حافظه کودکان بصورت کامل شرح داده شده است.

اجرای ثبات

بعنوان یک اصل اساسی،‌ ثابت نگه داشتن محیط اطراف و ایجاد کارهای روزمره ، به رشد حافظه کودک کمک شایانی می‌کند.
زمان بازی او را قابل پیش بینی کنید. اگر او هر روز، در ساعت مشخصی و با همان اسباب بازی ها و در همان اتاق همیشگی بازی کند، سناریوی بازی را بسیار راحت تر از شرایطی که زمان بازی او هر روز تغییر کند، به خاطر خواهد آورد .

حتی تغییرات جزئی، مانند تغییر آهنگهایی که برای او می خوانید، میتواند مانع از توانایی او در یادآوری شود. در نظر داشته باشید که در حال حاضر فقط حافظه کوتاه مدت کودک رشد می یابد .

  • سن مناسب برای شروع : ۰ تا ۳ ماه

اضافه کردن مهارت های جدید

مهارت جدیدی را در مدت زمان کوتاه بازی کودک معرفی کنید .

به کودک بیاموزید که چگونه با آن بازی کند، سپس به مدت ۵ دقیقه در یک زمان در روز های مختلف شی را دوباره به او معرفی کنید . این به کودک کمک می کند تا آن مهارت را طولانی تر از بازی با آن اسباب بازی ، برای مدت زمان طولانی ، تنها برای یک یا دو روز به یاد داشته باشد .

  • سن مناسب برای شروع : ۰ تا ۳ ماه

کودک را با نام صدا بزنید

هرچقدر ممکن است با نام او با کودک تماس بگیرید. تا ۴ ماه، او شروع به تشخیص صدای نام خود می کند.

کودک همچنین شروع به ثبت چهره های آشنایی می کند که هر روز با نام آنها مواجه میشود. حتماً تا جایی که می توانید خود را “مامان” یا “بابا” بنامید تا به او در ایجاد ارتباط کمک کنید .

  •  سن مناسب برای شروع : ۴ تا ۶ ماه

صحبت کردن با کودک

به واسطه کارهای خود با کودک صحبت کنید تا به او در یادآوری علت و معلول کمک کنید. به طور مثال وقتی سوئیچ را به پایین می چرخانید چراغ خاموش می شود و هنگامی که آن را به بالا می‌چرخانید، چراغ روشن می شود.در این مورد می‌توانید بگویید “چراغ خاموش” و “چراغ روشن”!

این تظاهرات به کودک کمک می کند تا قوانین ساده را بیاموزد و در زمان بعدی که قصد انجام آن کار را دارید، آنها را از قبل پیش بینی کند .
همچنین در هنگام داستان خواندن در زمان خواب برای کودک، حتما اتفاقات داخل داستان را شناسایی کرده و به تصویر اشاره کنید و مثلا بگویید “دویدن” یا “رقصیدن”.

  • سن مناسب برای شروع: ۴ تا ۶ ماه

پاسخ دادن به غان و غون کودک

وقتی با او صحبت می کنید مکث کنید، حتی اگر کودک هنوز نمی تواند حرف بزند .
اگر قبل از این که غان و غون کند کمی منتظر بمانید، در نهایت متوجه می شود و یاد میگیرد که از او انتظار می رود، پاسخ خود را به آنچه که شما می گویید اضافه کند.

او بعداً وقتی شروع به مکالمه می کند، این الگوی نوبت گیری را به یاد خواهد آورد . اجازه پاسخگویی نیز به کودک کمک می کند تا الگوی کلمات و جملات را به خاطر بسپارد. به زودی Cooing های او همان ریتم سخنرانی شما را خواهد داشت .

  • سن مناسب برای شروع : ۷ تا ۹ ماه

تکیه کردن به یک روتین خاص

کودک پس از سن ۹ ماهگی، می آموزد که فعالیت های شما را پیش بینی کند. او به یاد خواهد آورد که آب جاری به این معنی است که زمان حمام فرا رسیده است. و یا پوشیدن کت به معنای بیرون رفتن است. در حال حاضر او قادر به فهیمدن طنز غیر منتظره در حوادث است. مثلا اگر لباس زیر او را روی سر و یا جوراب های او را روی دستانش بگذارید، کودک به “شوخی” شما می خندد و حافظه خود را در مسیر صحیح تقویت می‌کند .

  •  سن مناسب برای شروع : ۷ تا ۹ ماه

استراحت دادن به کودک

همان طور که شما بعد از چرت زدن احساس می کنید انرژی بیشتری برای انجام کارهایتان دارید، کودک اگر استراحت کند و آرامش بیشتری داشته باشد، میتواند اطلاعات بیشتری را به حافظه بسپارد .
سعی نکنید در تمام لحظات فرصتی برای یادگیری ایجاد کنید، بلکه به او اجازه دهید آزادانه و در طول بخشی از بازی خود، به اکتشاف بپردازد.

کودک همچنین در زمان قدم زدن با شما و دیدن دنیای اطرافش میتواند استراحت و ریلکس کردن را تجربه کند. استراحت کردن و اجازه خرابی به کودک کمک می‌کند تا خاطرات خود را تحکیم کرده و آنها را برای مدت زمان طولانی تر حفظ کند.

  • سن مناسب برای شروع : ۷ تا ۹ ماه

معرفی بازی های جدید

در این سن، تکرار کودک را خسته و کسل میکند. کارهای روزمره و بازی های روتین او را به روزرسانی کنید و بازی های جدیدی را معرفی کنید. یک راه موثر برای سرگرمی کودک، کمک به او در طبقه بندی موارد است. مثلا در طول زمان بازی، اسباب بازی ها و سایر وسایل او را بر اساس رنگ یا… تقسیم بندی کنید.

تمام کامیون ها را در یک ستون و تمام حیوانات را در ستون دیگری قرار دهید. سپس یک اسباب بازی جدید آورده و به او کمک کنید تا تصمیم بگیرد که آیا اسباب بازی در ستون کامیون ها و یا در ستون حیوانات قرار بگیرد. این مساله به کودک کمک می کند تا خصوصیات اشیا را به خوبی به حافظه بسپارد .

  • سن مناسب برای شروع : ۱۰ تا ۱۲ ماه

درک ماندگاری و دوام شی

به تدریج کودک شروع به رشد مفهوم “پایداری شی” میکند .
او درک خواهد کرد که وقتی او نمی‌تواند یک شی را ببیند به این معنی نیست که آن شیء وجود ندارد. بازی هایی مانند مخفی کردن و جستجو ( قایم-موشک) برای تقویت این مهارت کودک مناسب می‌باشد .

مخفی کردن یک اسباب بازی باعث می‌شود کودک آن را جستجو کند و مجبور به یادآوری اندازه، شکل، رنگ و بافت آن شود. او همچنین برای جستجوی اسباب بازی هایی که مورد علاقه او هستند، بیشتر هیجان زده خواهد شد .

  • سن مناسب برای شروع : ۱۰ تا ۱۲ ماه

تمرین کردن ارتباطات کلمه

وقتی کودک شروع به بیان اولین کلمات خود میکند، آنها را با خاطرات خاصی مرتبط می کند. مثلا وقتی “مامان” یا  “بابا” می‌گوید، شروع به خاطره پردازی از چهره شما به کمک آن صدا می کند . هنگامی که کودک صحبت کردن را شروع کند، ارتباط کلمات مهمتر از همیشه است .

هنگامی که کودک شما را تماشا می کند، نام هر شیء را که در دست دارید، بیان کنید. او به سرعت کلمات و تصاویر را به هم مرتبط می‌کند و این مساله در رشد واژگان به او کمک شایانی می کند.

  • سن مناسب برای شروع : ۱۰ تا ۱۲ ماه

سر حال نگه داشتن کودک

هنگامی که کودک شما برای اولین بار چیزی را تجربه می کند، مناطقی از مغز که مسئول ذخیره و بازیابی خاطرات هستند تحریک می‌شوند. همچنین در این شرایط مغز وی اتصالات جدیدی بین سلول های عصبی برقرار می‌کند. هرچه ارتباطات عصبی کودک بیشتر باشد، روش های بیشتری برای پردازش اطلاعات (که او را باهوش تر می کند)به وجود می‌اید.

نوازش شکم کودک با یک پر، نشان دادن چگونگی شستن یک اسباب بازی جدید در حمام، یا بازی کردن با هم در چمن از جمله راه هایی برای کمک به سیم کشی و وصل کردن اتصالات در مغز می‌باشد.
همچنین مهم است که به او اجازه دهیم بعضی از وظایفش را به تنهایی انجام دهد .

تکرار کردن

 همه چیز نباید همیشه متفاوت باشد. چرا که مغز برخی از اتصالات از قبل ایجاد شده را بازآوری می‌کند، و این روند نیاز به تکرار دارد ‌.

بطور مثال تصور کنید که برای بار دوم یک فیلم را تماشا می‌کنید و جزییاتی را می‌بینید که ممکن است اولین بار که فیلم را دیده اید،زیر نظر نگرفته باشید. نوزادان با قرار گرفتن در معرض تکرار زیاد، خاطرات قوی و عمیق تری را ایجاد می‌کنند ‌.
مثلا تکرار در خواندن تعداد انگشت شماری آواز، انجام دادن روزانه بازی مورد علاقه کودک هر روز قبل از استراحت و یا هر روز بعد از ناهار با کودک به پیاده روی رفتن،میتوانند روش های موثری باشند.

صحبت کردن

کودکانی که والدینشان با آنها صحبت می‌کنند، اغلب خزانه واژگان بزرگ تری دارند و زودتر شروع به صحبت می‌کنند؛ زیرا بسیاری از کلماتی را که از بزرگتر ها می‌شنوند، در حافظه خود ذخیره می‌کنند. هنگامی که کودک شما بین ۴ تا ۶ ماهگی شروع به Babbling یا غان و غون کرد، شما با لبخند زدن، برقراری تماس چشمی، تکرار صداهایی که او ایجاد می کند، به او بپیوندید و مکث کنید تا فرصتی برای پاسخ دادن به او بدهید. همچنین کتاب خواندن به او کمک می‌کند که زمینه ای برای کلمات جدید او ایجاد شود.

↓↓

همچنین می توانید فعالیت های روزانه خود را با استفاده از واژگان توصیفی روایت کنید. وقتی می‌گویید “بیایید پیراهن راه راه قرمز خود را بپوشیم” یا “من می توانم ماسه گرم را روی پاهایم حس کنم” ، به کودک خود کمک می‌کنید که آمادگی بیان حرف اول خود را پیدا کند.

تنظیم کردن صحبت کودک با آهنگ

نوزادان اطلاعات را در صورت همراهی با یک ملودی راحت تر می‌آموزند. در واقع ریتم، قافیه و الگوی آهنگ به خاطر آوردن آن چه که بر روی موسیقی تنظیم می شود را آسان تر می‌کند .

به عنوان مثال در شعر “یه توپ دارم قلقلیِ”  ملودی کلمات و قافیه به کودک شما کمک می‌کند تا آنچه را که در آینده پیش می‌آید پیش بینی کند. برای نگه داشتن دوام حافظه از طریق موسیقی، ترانه های کوتاه و خوش ذوق مانند “سر ، شانه ها ، زانوها و انگشتان پا” را بخوانید و به هر قسمتی که در ترانه ذکر شده اشاره کنید .

همچنبن بطور مثال تنظیم و نگه داشتن عکسی از پدربزرگ و مادربزرگ کودک هنگام خواندن شعر  ” این مادربزرگ است ؛ این پدر بزرگ است. آنها شما را دوست دارند” می‌تواند‌ به کودک کمک کند که دفعه بعد که آنها را می‌بیند، آشناتر به نظر بیایند و راحت تر این را در حافظه خود بسپارد.

لبخند زدن به صحبت های کودک

کودک شما دوست دارد خاطره ای را به یاد بیاورد که با یک احساس مثبت ترکیب شده باشد.
کودکان ۵ ماهه یک شکل هندسی را زمانی بهتر به یاد می آورند که آن شکل در کنار کسی که دارای چهره و صدایی شاد است، ارائه شده باشد. به نظر می رسد احساسات مثبت ، توجه و برانگیختگی کودک را افزایش می‌دهد .

بنابراین به کودک خود نشان دهید که چگونه یک اسباب بازی را روشن کند، یک بازی گروهی را انجام دهد و از عبارات، حالات چهره و صدایی دلپذیر استفاده کنید تا به کودک در اتصال میان اطلاعات کمک کند .

 

امیرحسین ژیان پور

۱+
۰

انواع حافظه

برای بررسی انواع حافظه نخستین نکته ای که باید مورد توجه قرار گیرد این است که ۳ نوع حافظه وجود دارد:

  • حسی
  • کوتاه مدت
  • بلند مدت

پردازش اطلاعات از حافظه حسی شروع می‌شود به سمت حافظه کوتاه مدت حرکت می‌کند و درنهایت به حافظه بلند مدت منتقل می‌شود.

انواع حافظه

۱.حافظه حسی (sensory memory)

حافظه حسی کوتاه ترین نوع حافظه ماست و بسیار زود گذر است. حافظه حسی همانطور که از اسمش پیداست، به عنوان یک میانجی برای محرک هایی که از طریق حواس پنج گانه ما دریافت شده اند؛ عمل می‌کند. این محرک ها برای لحظه ای کوتاه -به طور معمول کمتر از نیم ثانیه- حفظ می‌شوند.

مثل یک تصویر، یک رایحه یا یک صدا.

حافظه حسی دارای سه زیر شاخه اصلی است:

 

  • حافظه نمادین(Iconic memory)

این حافظه به خاطرات بصری (بینایی) مربوط است. حافظه نمادین بسیار زودگذر است و به این صورت عمل میکند که مغز شما تصویری را که فقط لحظاتی پیش دیده اید به یاد می آورد و حتی پس از حذف تصویر، آنچه را که خیلی سریع و مختصر دیده است؛ «به یاد می‌آورد». هرآنچه را پس از گذشت نیم ثانیه به یاد داشته باشید، به حافظه کوتاه مدت شما منتقل می‌شود.

مثال:

شما به هرآنچه در یک اتاق است نگاه می‌کنید و تخت خواب،میز،کمد و… را مشاهده می‌کنید و چشمان خود را می‌بندید. حافظه نمادین شما هر آنچه را که دیده بودید، به یاد می آورد.

  • حافظه حس شنوایی(Echoic)

حافظه آیکوئیک که حافظه ی حسی-شنوایی نیز نامیده می‌شود، مربوط به خاطرات شنیداری (صوتی) است. به طور کلی، حافظه Echoic اندکی بیشتر از حافظه iconic ذخیره سازی انجام می‌دهد.(حدود ۳-۴ ثانیه)

مثال:

اگر شما چند نت از یک موسیقی را بشنوید، ممکن است بتوانید آنها را بلافاصله پس از اتمام موسیقی دوباره تکرار کنید. با این حال اگر چند دقیقه دیگر دوباره همان موسیقی پخش شود، ممکن است نتوانید آن را بخاطر بیاورید مگر اینکه به حافظه کوتاه مدت شما منتقل شده باشد.

  • حافظه وابسته به لمس(Haptic memory)

این حافظه به خاطرات مربوط به حس لامسه مرتبط است. درست مثل حافظه نمادین و ایکوئیک، حافظه haptic نیز به همان اندازه زودگذر است.

مثال:

اگر شما دست خود را روی یک سطح زبر و خشن بکشید، حسی را که فقط برای چند ثانیه احساس کردید به خاطر خواهید آورد. پس از آن، حافظه برای یادآوری های بعدی نیاز به رمزگذاری اطلاعات در حافظه کوتاه مدت دارد.

دیگر انواع حافظه حسی

دو حس دیگر چطور؟   بویایی ؟   چشایی؟

حتی اگر ما اغلب شنیده باشیم که حس بویایی قوی ترین پیوند را به گذشته دارد، اما از قضا ۳ زیر شاخه ی فوق در زمینه ی حافظه حسی بصورت گسترده تری مورد مطالعه قرار گرفته است! با این وجود به یاد داشته باشید که حافظه حسی زودگذر است و چیزی بیشتر از یک فلاش(جرقه) نیست.

انواع حافظه

برای دیدن نکات و ترفندهایی برای تقویت حافظه کودکتان، کلیک کنید

 

۲.حافظه کوتاه مدت(Short-term memory)

حافظه کوتاه مدت که شامل حافظه کاری یا همان حافظه فعال (Working memory) می‌شود؛ اطلاعات را برای مدت کوتاهی در مورد اتفاقاتی که اخیرا رخ داده است، ذخیره می‌کند.

حافظه کوتاه مدت ظرفیت نگهداریِ مقدار کمی از اطلاعات را بصورت فعال و با دسترسی راحت، برای مدت زمان کوتاهی دارد و برخلاف حافظه حسی قابلیت ذخیره موقت را دارد. ماندگاریِ این ذخیره سازی در حافظه کوتاه مدت به میزان دقت و تلاش آگاهانه ‌ی ما بستگی دارد.

روانشناس جورج میلر اظهار داشت که ظرفیت حافظه کوتاه مدت انسان تقریبا ۲±۷ آیتم می باشد. مطالعات جدید نشان می‌دهد که این تعداد برای دانشجویان در مورد به یادآوری ارقام، دقیق است. اما ظرفیت این حافظه در جمعیت های متنوعی آزمایش شده و نتایج متفاوت بوده است.

توانایی به یاد آوردن کلمات به تعداد بخش های آن بستگی دارد. وقتی کلمات طولانی باشند یا صداهای شبیه به هم داشته باشند، کمتر به یاد آورده می‌شوند ولی وقتی که اطلاعات را بخش بخش کنیم (chunking)، می تواند به ظرفیت حافظه کوتاه مدت ما کمک کند.

مثال:

حفظ کردن شماره تلفن به شکل ۵۹ ۰۳ ۷۸ ۴۴ راحت تر از زمانی است که بخواهیم همان عدد را به شکل بهم چسبیده حفظ کنیم.

  • -حافظه کاری یا فعال(working memory)

داده های موقتی را در ذهن نگه میدارد و همچنین امکان دستکاری اطلاعات را دارد. مدل حافظه فعال از Baddeley & Hich رایج ترین نظریه در این باره است. طبق این مدل حافظه فعال دارای یک حلقه واجی (Phonological Loop)، برای حفظ داده های کلامی است.

حلقه واجی(Phonological Loop) وظیفه ی رسیدگی به اطلاعات شنیداری و کلامی مانند شماره تلفن، نام افراد یا درک کلی درباره آنچه دیگران میگویند، را دارد.

۳.حافظه بلند مدت(Long-term memory)

انواع حافظه

حافظه بلند مدت ما یک سیستم مغزی برای ذخیره، مدیریت و فراخوانی اطلاعات است. این حافظه بسیار پیچیده و با عملکردهای متفاوت است.

از آنجا که حافظه حسی کمتر از یک ثانیه و حافظه کوتاه مدت فقط ۱ تا ۲ دقیقه توانایی ذخیره سازی اطلاعات را دارند، حافظه بلند مدت هرآنچه را که در یک رویداد مربوط به ۵ دقیقه تا حدود ۲۰ سال قبل  باشد، شامل می‌شود.

انواع مختلفی از حافظه بلند مدت وجود دارد:

گاهی آگاهانه هستند یعنی ما را ملزم به تفکر فعال برای یادآوری بخشی از اطلاعات می کنند.

گاهی اوقات ناخودآگاه هستند یعنی به سادگی و بدون تلاش فعال برای یادآوری ظاهر میشوند. مانند یادآوری مسیر بازگشت از محل کار به منزل.

۱- حافظه صریح یا آشکار(Explicit memory)

گاهی به عنوان حافظه آگاهانه (conscious)، از آن یاد میشود. این حافظه فراخوان ارادی (عمدی) اطلاعات است.

مثال:
  • هربار که میخواهیم فرم های درخواست مختلف را پر کنیم، باید آگاهانه آدرس کامل، شماره تلفن ها و… خود را به یاد بیاوریم و یادداشت کنیم.

حافظه اعلانی یا اخباری (Declarative memory)

به نوعی همان حافظه صریح (explicit)، است که شامل حفظ و یادآوری حقایق مهم مثل تاریخ ها، رویدادها و اطلاعات است.

مثال:
  • با گذشت آبان ماه، من میدانم که زمان خرید کادو برای دوستم مهدی ست. چون ۲۳ آذرماه تولد مهدی است.

حافظه رویدادی (Episodic memory)

نوعی از حافظه اعلانی است که شامل توانایی بخاطر سپردن تجربیات شما از زندگیتان است.

مثال:
  • مادر من تماس میگیرد و می پرسد که آخر هفته ام را چگونه گذراندم، من باید فکر کنم و به عقب برگردم تا مسابقات رباتیک و جشن برگزار شده در دانشگاه را به یاد بیاورم و برای مادرم تعریف کنم.
  • ساحلی که تابستان پیش را در آنجا گذرانده اید به یاد می‌آورید.
  • اولین مسافرت خود با هواپیما را بخاطر می‌آورید.
  • اولین رستوران یا کافی شاپی که با همسرتان رفته اید را به خاطر خواهید آورد.

حافظه معنایی (Semantic memory)

نوعی از حافظه اعلانی است که به ذخیره واژگان، حقایق کلیدی، اسامی و دانش عمومی می‌پردازد.

مثال:
  • شما از حافظه معنایی حین امتحان دادن استفاده می‌کنید.
  • دانستن مفهوم گربه، سگ و …
  • به یادآوری نام اشیا
  • به یادآوری پایتخت کشورها
  • دانستن کاربرد اشیا مثل چاقو، چنگال و..
  • دانستن اینکه آسمان آبی است!

۲ـ حافظه ضمنی (Implicit memory)

گاهی حافظه ناخودآگاه یا اتوماتیک نیز گفته می‌شود. این حافظه از تجربیات گذشته استفاده می‌کند تا بار دیگر آن ها را بدون فکر کردن به یاد بیاورد. گفته می‌شود که نوازنده ها و بازیگران ماهر حافظه ضمنیِ توانمندی دارند.

مثال :
  • یک تایپیست هنگام تایپ کردن بدون نیاز به نگاه کردن به کیبورد میتواند به سرعت تایپ کند و نیازی به یادآوری جایگاه هر کلید ندارد.
  • دوچرخه سواری بعد از پیدا کردن مهارت
  • قفل کردن در
  • پختن غذاهای روزمره برای خانم ها خانه دار یا یک آشپز
  • مسواک زدن برای بزرگسالان
  • مراحل شماره گیری با گوشی همراهِ خود و…

حافظه رویه ای (Procedural memory)

نوعی از حافظه ضمنی است که توانایی یادآوری نحوه انجام کارها و بسیاری از فعالیت های روزمره، بدون اینکه تفکر فعال داشته باشیم را دارد.

مثال:
  • من قبلا وقتی سوار ماشین می‌شدم قبل از حرکت، موارد ایمنی مثل کمربند یا تنظیم آینه های ماشین را با دقت چک می‌کردم ولی اکنون با کسب مهارت بیشتر فقط وارد ماشین می‌شوم و به صورت خودکار همه این موارد را بدون تفکر انجام می‌دهم.
  • شنا کردن برای یک شناگر
  • بالا رفتن از پله ها
  • نواختن ساز برای یک نوازنده

حافظه تحریکی (Priming memory)

یکی دیگر از زیرمجموعه های حافظه ضمنی است که شامل استفاده از تصاویر، کلمات یا دیگر محرک ها برای کمک به شناسایی سایر کلمات و عبارات درآینده است.

مثال:

استفاده از رنگ سبز برای به یاد آوردن چمن ها یا قرمز برای به یاد آوردن سیب.

دو نوع حافظه دیگر نیز وجود دارد:

 

حافظه شنوایی(Auditory memory) 

این حافظه به ما کمک می کند تا اطلاعاتی را که از طریق شنیدن صداها به دست می آوریم، نگه داری و حفظ کنیم.

حافظه بینایی-فضایی (Visual-spatial)

این همان حافظه ای است که به کودک کمک خواهد کرد تا تصویر توپ بسکتبال را با کلمه توپ مرتبط سازد. توانایی کودک در زدنِ برچسب «توپ» به آن شی گرد و نارنجی مربوط به این بخش حافظه است.

جمع بندی و خلاصه ای از همه مطالب ارائه شده در فیلم زیر:

  • انواع حافظه حسی

Iconic.M – Echoic.M  – Haptic.M

 

  • انواع حافظه بلند مدت

۱- Explicit.M = Declarative.M

شامل:

Episodic.M (تجربیات شخصی)

Semantic.M (حقایق- رویدادها- اطلاعات عمومی)

 

۲-Implicit.M = Non_Declarative.M

شامل:

Procedural.M

Priming.M

 

میترا تاجیک ، امیرحسین ژیان پور

 

۰

رشد حافظه (Memory) در کودکان


بررسی ” انواع حافظه “ (کلیک کنید)


رشد حافظه

رشد حافظه: از تولد تا نوجوانی

آیا می توانید اولین روز تولد خود را به یاد بیاورید؟

دومین سال چطور؟

بزرگسالان به ندرت حوادث قبل از سه سالگی را به یاد می آورند و خاطرات تکه تکه ای از اتفاقات رخ داده در سن ۳ تا ۷ سالگی در ذهن دارند. این مساله به “فراموشی نوزادی”  معروف است.

پس چرا یادآوری دوران کودکی یا دوران نوپایی خیلی سخت است ؟

آیا این مساله فقط به این دلیل است که وقایع سال‌های اول، دوم، سوم و حتی هفتم ما مدت ها پیش اتفاق افتاده و خاطرات ما به طور طبیعی پژمرده شده است؟

نه لزوماً.

مثال:

یک فرد بزرگسال ۴۰ ساله معمولاً خاطرات بسیار خوبی از دوران نوجوانی (که به‌طور معمول بیش از ۲۰ سال پیش اتفاق افتاده است) در ذهن دارد.

از طرف دیگر، یک کودک ۱۱ ساله بعید است چیزی را که هنگام دو سالگی رخ داده است، به خاطر داشته باشد، با وجود اینکه تنها ۹ سال از آن گذشته است!

با افزایش سن، توانایی ما در یادگیری و به یاد آوردن تحولات تغییر می‌کند. به عنوان مثال، به دلیل “فراموشی نوزادی”، بسیاری از ما نمی توانیم چیزی را در مورد کودکی خود به یاد بیاوریم!

برای این مساله که چرا با اینکه این خاطرات ممکن است هنوز در ذهن باشند، به راحتی قابل دسترسی نمی‌باشند، همچنان دلیل مشخصی پیدا نشده است!

نکته :

در دوره نوجوانی، قشرِ پیشانی مغز ما که برنامه ریزی، تصمیم گیری و حافظه فعال را کنترل می کند، به طور قابل توجهی رشد و توسعه می یابد. به طبع آن توانایی ما در برنامه ریزی برای آینده بهبود می‌یابد و می‌توانیم هنگام تصمیم گیری بین گزینه های مختلف، اطلاعات بیشتری را پردازش کنیم. حداکثر میزان توانایی ما در به یاد آوردن اطلاعات جدید، مربوط به دهه دوم زندگی ماست و سپس از سنین ۵۰ یا ۶۰ زندگی به طرز چشمگیری این توانایی دچار افت می‌شود.

  • از آنجا که هیپوکامپ (Hippocampus) یکی از مناطق مغز است که تولید نورون های جدید را در بزرگسالی ادامه می‌دهد، نقش مهمی در حافظ و یادگیری دارد.
  • بخشی به نام برآمدگی دندانه ای (Dentate gyrus ) نیز در مغز وجود دارد. بسیاری از مناطق مربوط به این بخش در دوران کودکی تولید می شوند، اما با افزایش سن، فعالیت در برآمدگی دندانه ای مغز کند می شود. علت کاهش کیفیت حافظه مشخص نیست، اما ممکن است به علت کاهش میزان نورون های این منطقه باشد.
  • دمانس، که ۱۰ درصد از افراد مسن تر از ۶۵ سال دچار آن می‌شوند، به‌ واسطه تجمع پروتئین های غیر طبیعی در نورون ها و اطراف آن رخ می دهد. تصور می شود این پروتئین ها با از بین بردن سیناپس ها و در نهایت نورون هایی که خاطرات را در کنار هم قرار می دهند، بر حافظه تأثیر بگذارند.

کودکان چه چیزی را به یاد می آورند ؟

رشد حافظه کودک

قبلاً اینگونه تصور می‌شد که دلیل اینکه نمی‌توانیم بیشتر خاطرات مربوط به اوایل دوران کودکی خود را به یاد بیاوریم این است که، ما قادر به یک یادآوری پایدار از وقایع نیستیم. در یک نگاه منطقی‌تر، می‌توان اینگونه برداشت کرد که اگر اطلاعاتی وجود نداشته باشد، در نتیجه دسترسی به آن وجود ندارد.

اما در واقع نوزادان و کودکان کوچک می توانند خاطراتی را ایجاد کنند. که شامل هر دو حافظه ضمنی یا پنهان (Implicit) (مانند خاطرات رویه ای (Procedural)، که به ما امکان می دهد بدون فکر کردن در مورد آنها کارهایی را انجام دهیم) و خاطرات صریح یا آشکار (Explicit) (مثل وقتی که ما آگاهانه رویدادی را که برایمان اتفاق افتاده است به یاد می آوریم ).

نکته:

با این وجود توانایی ما در به خاطر سپردن خاطرات برای مدت طولانی باعث پیشرفت تدریجی در دوران کودکی می شود. در یک آزمایش به کودکان خردسال آموزش داده می شود از یک عمل تقلید کنند:

به عنوان مثال، بچه های شش ماهه می توانستند به یاد بیاورند که در ۲۴ ساعت گذشته (و نه ۴۸ ساعت) چه کارهایی انجام داده اند، در حالی که بچه های نه ماهه می توانستند تا یک ماه گذشته را به خاطر بیاورند (نه سه ماه). اما در سن ۲۰ ماهگی، نوزادان این توانایی را داشتند که به یاد بیاورند چگونه یک کار را یکسال پیش انجام داده اند.

پژوهش:

جالب است بدانید تحقیقات اخیر در موش های صحرایی نشان داده است، با وجود از دست دادن آشکار خاطرات اولیه رویدادی (Episodic)، وجود اثری پنهان از حافظه یا یک تجربه اولیه که برای مدت طولانی ثبت شده است، می‌تواند باعث به یاد آوردن خاطرات شود. این مساله می‌تواند آشکار سازد که چرا آسیب های اولیه می‌تواند بر رفتار بزرگسالان تاثیر بگذارد و خطر ابتلا به اختلالات روحی در آینده را افزایش دهد .


مغز در حال تغییر ما

تکامل مغز

دانشمندان حوزه علوم اعصاب با مطالعه رشد حافظه در حیوانات (مانند موش و میمون) کشف کرده اند که فراموشی نوزادی تنها مختص انسانها نمی‌باشد. به نظر می‌رسد مغز حیواناتی که ساختاری مشابه مغز انسان دارند نیز بعد از به دنیا آمدن، رشد می‌کند .

در بدو تولد، مغز نوزاد انسان تنها یک چهارم اندازه مغز بزرگسالان است. تا سن دو سالگی، به اندازه سه چهارم مغز بزرگسال خواهد شد. این تغییر اندازه با رشد نورونها و آزمایش و هرس اتصالات (Testing and Pruning the connections ) ارتباط دارد.

بنابراین این واقعیت که مغز در زمان شیرخواری و کودکی همچنان در حال رشد است، احتمالا در یادآوری خاطرات ما نقش دارد.

نگاهی به هیپوکامپ

هیپوکامپ بخشی از مغز است که در شکل گیری خاطرات رویدادی  (Episodic:خاطرات و اتفاقاتی که برای ما رخ داده است) از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در حالی که بسیاری از قسمت های مغز پس از تولد در حال پیشرفت و تغییر هستند، این منطقه یکی از معدود مناطقی است که همچنان به تولید نورون های جدید می‌پردازد.

به عنوان مثال در دوران کودکی، بخشی از هیپوکامپ به نام برآمدگی دندانه ای مغز (Dentate gyrus) در معرض خطر قرار دارد و همین باعث می شود که ساخت نورون ها با سرعت بسیار بالایی انجام شود. این سلولهای عصبی جدید سپس در مدارهای هیپوکامپ با یکدیگر ادغام می شوند. اگرچه تولید نورونهای جدید در هیپوکامپ در بزرگسالی ادامه می یابد، اما میزان فعالیت آنها کمتر می شود.

دانشمندان معتقدند که سرعت بالای تولید نورون در دوران کودکی می تواند به نرخ فراموشی بیشتر ما در جوانی منجر شود.

اما چگونه؟

با ایجاد اتصالات جدید با مدارهای حافظه، توده نورون های جدید ممکن است سال ها در شبکه های موجود از خاطرات از قبل شکل گرفته اختلال ایجاد کنند.


رشد حافظه در نوجوانی

در حالی که دوران اولیه کودکی مدت زمان طولانی است که به عنوان یک دوره مهم برای رشد مغز شناخته می‌شود، اما اکنون مشخص شده که مغز ما در دوران بلوغ و بزرگسالی نیز در حال پیشرفت و تغییر است. به طور خاص، قشر پیشانی مغز ما که برای کارکرد های اجرایی مهم تمایز یافته است.

عملکردهایی مانند کنترل رفتار، تغییرات مهمی را در این زمان نشان می‌دهد و همین طور که این مناطق از مغز ما همچنان در حال تغییر و توسعه هستند، حافظه نیز دچار تغییراتی می‌شود.

رشد حافظه

مراحل رشد حافظه از بدو تولد تا نوجوانی

 

 

  • تولد تا یک سالگی

توانایی به خاطر سپردن وقایع برای مدت زمانی کوتاه (این مدت زمان به تدریج افزایش می یابد).

  • یک تا دو سالگی

توانایی به خاطر سپردن وقایع برای مدت زمان طولانی تر

  •  دو تا سه سالگی

حافظه اعلانی (Declarative Memory: حافظه ثبت واقعیت ها و رویدادها) بهبود می یابد.

  •  چهار تا هفت سالگی

حافظه آینده نگر (Prospective Memory: به یاد آوردن انجام کارها در آینده) شروع به ظهور می کند.

  • هشت تا ده سالگی

بهبود یادآوری حقایق

بهبود یادآوری روابط مکانی

  •  ده تا دوازده سالگی

حافظه بلند مدت بهبود می یابد.

افزایش توانایی سرکوب آگاهانه خاطرات.

  •  سیزده تا بیست و یک سالگی

حافظه آینده نگر بهبود می یابد.

حافظه فعال (Working Memory) بهبود می یابد.

 

امیر حسین ژیان پور

۰